تبلیغات
سید احمد الحسن وصی و رسول امام مهدی یمانی موعود - فتنه های پس از وفات پیامبر

 
بر حذر داشتن امت توسط پیامبر از فتنه هاى پس از وفات ایشان

     وقتى پیامبر در بستر بیمارى بود ، مطالب ارزنده اى را به امت عرضه كرد كه هیچ پیامبرى براى امتش به ارمغان نیاورده بود . پیامبر مى خواست تا امت به پیروى از او ، به برنامه و روشى عمل كنند كه هدایت امت را تضمین كرده و هرگز گمراه نشوند و تا قیامت سرور امت هاى دیگر باشند اما عمر بن خطاب با پیامبر رویارویى كرد و این ارمغان را ردّ كرد ! « طُلَقا » و آزادشدگان قریش كه در آن زمان زیاد بودند هم سخن وى را تأیید كردند و فریاد مى زدند : هرچه عمر مى گوید ! دوات و كاغذ برایش نبرید، كتاب خدا ما را بس است .

     معنى این سخن آن است كه سنّت پیامبر را قبول نداریم و نمى خواهیم براى ما پیمانى بنگارد .

     طرفداران خلافت ، از برخورد عمر با پیامبر دفاع كرده و هنوز هم تا امروز از آن جانبدارى مى كنند. ماجراى این رویارویى در شش جا از كتاب بخارى روایت شده است!

     به رغم آن كه امت خواست خدا در تعیین آینده خود را نپذیرفت و با آگاهى و به عمد، خواست كه در كوران گمراهى و فتنه باقى بماند ، اما پیامبر مهربان مشتاق بود امتش را از درگیرى و خونریزى براى دستیابى به حكومت ، بازدارد .

     
در این باره طبرانى در معجم الكبیر 22/69 و مسند الشامیین 3/124 حدیثى به نقل از واثلة بن اسقع آورده اند كه مى گوید : شنیدم رسول خدا فرمود : « شما مى پندارید كه من آخرین كسى هستم كه مى میرم ، اما نخستین فردى هستم كه از میانتان مى رَوَم ; پس از من به صورت گروه هاى جدا از همدیگر در مى آیید و برخى ، بعضى دیگر را مى كشند » . تاریخ دمشق 59/46 ، زوائد 7/306 ( كه گفته است : راویان ثقه اند اما در مورد برخى از آنها اختلاف هست ) .

     مسند شامیین 1/56 به نقل از پیامبر آورده است : « به من وحى شده كه مهلتى ندارم و قبض روح خواهم شد و شما پس از من به صورت گروه هایى جداگانه به دنبالم خواهید آمد و برخى ، گردن بعضى را خواهند زد » یعنى در روز قیامت به صورت گروه هاى مختلف نزدم مى آیید ، چون قاتل و مقتول خواهید بود . معناى حدیث آن است كه خواست الهى براى امت رخ خواهد داد .

     فرمایش پیامبر « مى پندارید آخرین كسى هستم كه مى میرم » بیانگر آن است كه قریش شایعه مى كرد كه پیامبر بعد از همه اصحاب و آخرین نفرى است كه درخواهد گذشت . این شایعه بخاطر آن بود كه از هرگونه تأثیرگذارى بیعت غدیر جلوگیرى كنند و نگذارند در زمان حیات پیامبر با على(علیه السلام) بیعت شود ! به همین سبب بود كه پس از درگذشت پیامبر(صلى الله علیه وآله) ، عمر اصرار داشت كه ایشان نمرده است ، و زمانى مطلب را پذیرفت كه ابوبكر آمد و حاضر شد !

     تمام راویان پیش بینى پیامبر از فتنه هاى پس از خود را روایت نموده و گزارش كرده اند كه ایشان امت را از فتنه ها بر حذر داشت . ابن حماد 1/30 و 48 از ابوموسى روایت كرده كه رسول خدا فرمود : « پیش از قیامت ، هَرْج خواهد بود » پرسیدم : هَرْج چیست ؟ فرمود : « قتل و كشتار » . پرسیدیم : بیشتر از آنچه كه امروز كشته مى شوند ؟ ( در آن زمان مسلمانان در مرزهاى خود بودند و جنگى نبود ) فرمود : « مقصود نبرد با كافران نیست ، بلكه برخى از شما بعضى دیگر را مى كشید ، حتى مرد ، جدّ و پدر و برادر و عموزاده و همسایه اش را مى كشد ! »

     راوى مى گوید : ]پس از فرمایش پیامبر[ مردم از اندوه یا ترس خاموش شدند، به گونه اى كه كسى لبخند نمى زد تا دندانش دیده شود .

     در روایت احمد 4/391 و 406 آمده است كه شنوندگان گفتند : سبحان الله ! ]چنین وضعى پیش مى آید ، در حالى كه[ عقل و خِرَد داریم ؟!

     فرمود : « نه ، عقل مردم آن زمان از بین مى رود و مردمِ كم عقلى باقى مى مانند كه بیشترشان مى پندارند ارزش و بهایى دارند، در حالى كه هیچ ارزشى ندارند ! »

     ر. ك : احمد 4/414 ; ابو یعلى 13/203 و 212 و 237 ; ابن حبان 15/104 ، ابن ابى شیبه 15/13 ، طیالسى /35 به نقل از عبد الله ، عبد الرزاق 11/364 از ابن مسیّب ، مسلم 4/2056 ، ابن ماجه 2/1345 ، ترمذى 4/498 و . . .

     همچنین بخارى در چند جا از « صحیح » از جمله 1/29 و 2/22 به نقل از ابو هریره آورده است كه پیامبر فرمود :

     « قیامت برپا نمى شود مگر پس از آنكه دانش رخت بربندد ، لغزش ها زیاد شود ، زمان و ساعات نزدیك هم گردند ، فتنه ها آشكار شود ، هَرْج ( یعنى قتل و كشتار ) زیاد شود ، و مال و اموال چنان زیاد شود كه سرریز گردد ! »

     در بخارى 7/82 و 8/89 آمده است كه پرسیدند : هَرْج چیست ؟ فرمود : قتل و كشتار !

     در 8/101 آمده است : « قیامت برپا نمى شود مگر پس از آنكه بین دو گروه بزرگ ، نبردى بزرگ رخ دهد كه هر دو به یك چیز دعوت مى كنند . نیز قیامت برپا نمى شود مگر پس از آنكه كه حدود سى دجال دروغگو بیایند و همگى مدعى باشند كه رسول خدا هستند ! همچنین قیامت زمانى برپا مى شود كه دانش رخت بندد، لغزش ها زیاد شود، زمان و ساعت ها به هم نزدیك شوند ، فتنه ها آشكار ، هَرْج ( كشتار ) زیاد شود و آن قدر ثروت میانتان زیاد شود كه فراگیر و سرریز گردد ، بدان اندازه كه مالدار دنبال كسى باشد كه صدقه اش را قبول كند اما كسى كه صدقه را به او پیشنهاد كنند ، بگوید كه بدان نیازى ندارم !

     قیامت برپا نمى شود مگر پس از آنكه مردم ساختمان ها را بلند بسازند ، و آدمى بر قبر هر مُرده اى بگذرد ، بگوید كاش به جاى او بودم ، و خورشید از جهت مغرب طلوع كند . وقتى از این سو طلوع كرد و مردم آن را دیدند ، همگى ایمان مى آورند اما دیگر ایمان سودى به حالشان ندارد ، چون پیشتر ایمان نیاورده و در ایمانشان كار خیرى كسب نكرده و انجام نداده بودند .

     وقتى قیامت برپا شود ، دو مرد كه لباس خود را براى فروش گسترده اند ، فرصت فروش و یا جمع كردن پیدا نمى كنند . مردى كه شیر شترش را دوشیده ، فرصت نمى كند آن را مزه كند ! مردى كه در حال ساختن حوض خانه اش است ، وقت نمى كند آن را آب كند و كسى كه لقمه اش را به طرف دهانش بُرده ، فرصت خوردن آن را پیدا نمى كند .

     مانند این حدیث در مسند احمد 2/492 از ابو هریره ، طبرانى 9/220 از ابن عمرو و . . .

ملاحظات و ارزیابى


     نكته نخست : وقتى در كلام صحابه ، رخدادى پیش از قیامت یا در آخر الزمان توصیف مى شود ، به دلایل زیر نباید آن را قرینه اى قطعى براى مشخص كردن زمان رخداد بدانیم :

     1. آنان باور داشتند كه زمانشان آخر الزمان است و پیامبر فرموده : « من و قیامت مانند این دو هستیم ( انگشتانش را جفت كرد ) » ( بخارى 6/177 ) چنان كه ایشان لقب پیامبر آخر الزمان را هم دارند . ( كمال الدین /190 ) .

     2. راویان دستگاه خلافت ، زمان هر رخداد بدى كه در زمان صحابه وعده داده شده بود را به تأخیر مى انداختند و دور مى دانستند . ملاحظه شد كه پیامبر به یارانش فرمود :

     « مى پندارید من پس از همه شما مى میرم ، در حالى كه نخستین فردى ام كه از میانتان مى رَوَم ، آن گاه پس از من به صورت گروه هاى جدا از همدیگر مى آیید و برخى از شما بعضى دیگر را مى كشند » .

     نگارنده : به رغم تمامى این نصوص صریح و روشن باز هم خیال مى كنند كه درگیرى و كشتار و فتنه ، پیش از قیامت خواهد بود ، در حالى كه پیامبر به صراحت به آنها گفته است كه : « پس از من بر سرِ حكومت و قدرت مى جنگید » و این فتنه ها هیچ ربطى به ظهور امام مهدى(علیه السلام) ندارد مگر آنكه طبق آنچه كه شیعه و سنى روایت كرده ، ادامه این اختلافات و درگیرى ها تا زمان ظهور امام زمان خواهد بود .

     از جمله طبرانى در معجم الكبیر 18/51 از عوف بن مالك روایت كرده كه از پیغمبر پرسیدم : آیا شام فتح مى شود ؟ فرمود : « آرى ، به زودى ، و فتنه هایى پس از فتح شام ، رخ مى دهد ، سپس فتنه اى دشوار و تاریك خواهد آمد ، آن گاه فتنه ها یكى پس از دیگرى رخ خواهند داد تا مردى از اهل بیتم خروج كند كه به او مهدى مى گویند . اگر او را دریابى ، پیرویش كن و از هدایت شوندگان باش » . بقیه روایات خواهد آمد .

     نكته دوم : به جهت عامى بودن راوى و به سبب شیوع احادیث جعلى و اسرائیلیات ، رخدادهاى دیگرى را بر نشانه هاى قیامت اضافه كرده است كه نمونه هایى را در این باره خواهید دید .

     نكته سوم : این احادیث در خدمت خلافت قریش و مصلحت آنان به كار گرفته شده است . از نخستین راویان ، ابو موسى اشعرى است كه نگذاشت مسلمانان در جنگ با خوارج ، امیر مؤمنان(علیه السلام) را یارى كنند . ابوموسى ، در آن زمان استاندار امام در كوفه بود و هشدارهاى پیامبر به امت درباره جنگ و درگیرى را بازگو كرد و آنها را به جنگ خوارج ربط داد و موجب همراهى نكردن امام على(علیه السلام) براى نبرد با گروه سركش خوارج شد و فرصتى براى طلحه و زبیر و عایشه فراهم آورد كه بر بصره ، سپس بر كوفه چیره شوند و حكومت على(علیه السلام) را براندازند !( جواهر التاریخ : 1 ) .



برچسب ها: فتنه، آخرالزمان، پیامبر، ابوبکر، عمر، عثمان، جریان مدعی یمانی، سید احمد الحسن، اول المهدیین، المهدیون، علی کورانی،  
دنبالک ها: منبع،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 شهریور 1391 توسط سید احمد الحسن