تبلیغات
سید احمد الحسن وصی و رسول امام مهدی یمانی موعود - گفت و گویی صمیمانه با یکی از مبلیغن جریان مدعی یمانی پیرامون عصمت ائمه و احمد الحسن

 
پیروان احمد الحسن ، وی را معصوم می دانند و چون نمی توانند از موارد متعدد در خطاها و اشتباهات این مدعی یمانی چشم پوشی نمایند لذا تعریف عصمت را محدود در ترک از محرمات می دانند .
در این نوشتار ابتدا متن ارسالی یکی از مبلغین احمد الحسن بدون تحلیل و بررسی حضور خوانندگان گرامی ارسال و سپس نقد آن در ادامه خواهد آمد . 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هشام ابن حكم می گوید: به امام صادق (ع) عرض كردم معنای معصوم چیست؟ حضرت فرمود: (الْمَعْصُومُ هُوَ الْمُمْتَنِعُ بِاللَّهِ مِنْ جَمِیعِ مَحَارِمِ اللَّهِ وَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَتَعَالَى- [وَمَنْ یَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیم‏]).
(معصوم كسی است كه بوسیله ی خدا از جمیع محرمات محروم شده. [هر كس به خدا تمسک جوید قطعاً به راه راست هدایت‏ شده است]).معانی الأخبار- شیخ صدوق ص132.
عن على بن الحسین (علیه السلام) قال: (ألامام منّا لا یكون إلاّ معصوماً ولیست العصمة فی ظاهر الخلقة فیعرف بها و لذالك لا یكون إلاّ منصوصاً فقیل له: یا بن رسول الله فما معنى المعصوم؟ فقال: هو المعتصم بحبل الله وحبل الله هو القرآن لا یفترقان الى یوم القیامة و الامام یهدى إلى القرآن و القران یهدى إلى الاِمام و ذالك قول الله عزوجل: [إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ]).
عبّاس كحّال غلام زید بن علىّ گوید: پدرم برایم گفت: حضرت موسى ابن جعفر به نقل از پدرش از نیایش از امام سجّاد علیهم السلام فرمود: (از ما خاندان جز معصوم، شخص دیگرى نمى‏ تواند امام باشد، و عصمت صفتى نیست كه در ظاهر بدن باشد تا با چشم دیده شده و شناخته گردد، و به همین جهت امكان ندارد معصوم بودن كسى را بدست آورد مگر خدا به وسیله پیغمبرش آن را صریحاً فرموده باشد [به وصیت شده باشد]. شخصى عرض كرد: اى فرزند گرامى رسول خدا معنى معصوم چیست؟ فرمود: معصوم شخصى است كه به واسطه ی چنگ زدنش به ریسمان الهى و جدا نشدنش از آن هرگز به گناهى آلوده نگردد، و رشته ی محكم خدا قرآن است كه آن دو تا روز قیامت از یک دیگر جدا نگردند، و تا رستاخیز امام هدایت مى‏ كند به قرآن، و قرآن راهنمائى مى‏ نماید به امام، و این است فرموده ی خدا: [قطعاً این قرآن به [آیینى] كه خود پایدارتر است راه مى‏ نماید]).کتاب مشکاة الأسرار، معانی الاخبار: ص 132. 
معنای عصمت در نزد وهابی ها و عموماً اهل سنت این است که محمد صلی الله علیه و آله و سلم را تنها در وقت ابلاغ دعوت معصوم می دانند و در غیر آن گناه می کند.
و در نزد شیعیان متأسفانه بر خلاف روایات اهل بیت علیهم السلام زیاده روی بیش از حد می کنند و به اهل بیت علیهم السلام صفات لاهوت مطلق مانند عدم فراموشی صد در صد، سهو و... می دهند، در صورتی که اهل بیت علیهم السلام عصمت را به خوبی بیان فرمودند که در فوق به چند روایت اشاره شد، و در زیر امام رضا (ع) مسئله را واضح تر می کند.
امام رضا (ع) این روشنگری ها را بیان می كند و حتی در بعضی از موارد موضع های شدیدی هم دارد. مثلاً یكی از این روشنگری ها این است كه امام تأكید دارد بر جایگاه بشری ائمه (ع). (قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ)، (بگو من مانند شما بشر هستم).
و یا در روایتی دیگر عن الامام الباقر علیه السلام قال: (ولیس فی الرایات رایة أهدى من رایة الیمانی، هی رایة هدى، لأنه یدعو إلى صاحبكم، فإذا خرج الیمانی حرم بیع السلاح على الناس وكل مسلم، وإذا خرج الیمانی فانهض إلیه فإن رایته رایة هدى، ولا یحل لمسلم أن یلتوی علیه، فمن فعل ذلك فهو من أهل النار، لأنه یدعو إلى الحق وإلى طریق مستقیم).
از امام باقر (ع) فرمود: (و در میان پرچم ها پرچمی هدایت کننده تر از پرچم یمانی نیست، آن پرچم هدایت است زیرا شما را به سوی صاحبتان دعوت می کند و اگر یمانی خروج کرد فروختن اسلحه بر مردم و بر مسلمانان حرام می شود و اگر یمانی خروج کرد به پا خیز به سوی او زیرا پرچمش پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانی جایز نیست که از او سرپیچی کند و در مقابل او بایستد و هر کس این کار را انجام دهد از اهل جهنم خواهد بود، زیرا او دعوت به حق و هدایت به راه راست می کند).غیبت شیخ محمد بن ابراهیم نعمانی: ص 264.
و برای خواننده ی محترم واضح می گردد که یمانی حجتی از حجت های خدا و معصوم است که به وی وصیت شده است. و امام باقر (ع) اشاره نمود که یمانی دعوت به حق و هدایت به راه راست می کند و او زمینه ساز ظهور مقدس و اولین سیصد و سیزده نفر که پرچم را به پدرش امام مهدی (ع) می دهد، و مهدی اول احمد علیه السلام همچنین در زمان ظهور مقدس موجود می باشد و اولین ایمان آورندگان به امام مهدی در ابتدای ظهورش و قبل از قیامش است؛ بنابراین باید یکی از آنها بر دیگری حجت باشد، و با اینکه ائمه و مهدیین حجت های خدا بر تمام خلق هستند و مهدی اول از آنهاست، بنابراین مهدی اول حجت بر یمانی می باشد اگر مراد از آن یک شخصیت نباشند، و در نتیجه مهدی اول او رهبر زمینه سازی می باشد، و در اینجا نقش یمانی ثانوی بلکه کمک کننده به رهبر می شود، و این غیر صحیح می باشد، زیرا که او زمینه ساز اصلی و رهبر حرکت ظهور مقدس است، پس مسلماً مهدی اول همان یمانی و یمانی همان مهدی اول احمد علیه السلام می باشد. 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در پاسخ به گفته های این مبلغ جریان مدعی یمانی باید گفت فردی که در ایراد کلام به زبان مادری خود نیز مشکل دارد چگونه می تواند معصوم باشد 
خداوند متعال در آیه 16 سوره نمل می فرماید  : سلیمان وارث داود شد، و گفت: اى مردم! ما زبان پرندگان را تعلیم یافته ایم و از هر چیزى [بهره اى] داده شده ایم. راستى این همان تفضل آشکار است.
و در دو آیه بعد نیز می فرماید :
لشکریان سلیمان از جن و انس و پرندگان نزد او جمع شدند آن قدر زیاد بودند که باید توقف کنند تا به هم ملحق شوند. تا به سرزمین مورچگان رسیدند، مورچه اى گفت: اى مورچگان! به لانه هاى خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالى که نمى فهمند!. (سلیمان) از سخن او تبسمى کرد و خندید و گفت: پروردگارا! شکر نعمتهایى را که بر من و پدر و مادرم ارزانى داشته اى به من الهام فرما و توفیق مرحمت کن تا عمل صالحى که موجب رضاى تو گردد انجام دهم و مرا در زمره بندگان صالحت داخل نما. 
طبق آین آیات شریفه و سایر ادله و مقاطع فراوانی که به شهادت تاریخ هم رسیده ائمه اثناعشر علیهم السلام که افضل و اعلم ازانبیای الهی بجز حضرت ختمی مرتبت می باشند زبان تمام انسانها که سهل است بلکه زبان تمام موجودات را می دانستند.
حال سوال این است که بعضی چگونه احمد الحسن بصری را امام می دانند در حالیکه زبان مادری خود را به صورت فصیح و صحیح نمی داند به نظر شما چنین فردی که بی سوادی از تمام افاضاتش فوران میکند می تواند امام باشد
استاد بزرگوار جناب آقای کورانی در رد این فرد کتابی نگاشتند به زبان عربی به نام دجال بصره و به بسیاری از اشتباهات صرفی و نحوی این فرد اشاره کردند اما این گمراهان بجای اینکه دست از تعصبات کور خود بکشند از این فرصت سواستفاده کرده و در چاپهای بعد و در فضای نت به تصحیح این اغلاط پرداختند تا بیشتر ازاین رسوا نشوند غافل از اینکه اشتباهات این فرد بیش از آن است که بتوان با این روش آن را پوشاند .
گرچه انسان به طور کلی موجودی است که از نسیان و فراموشی منزّه نیست، ولی این وصف لازمه وجود انسان نمی باشد و نمی‌توان آن را جزو جدا نشدنی وجود همه انسان ها تلقی کرد، چون برخی انسان‌ها نظیر پیامبران و اولیا(ع) به دلیل موهبت عصمت از این گونه امور مصون و منزه‌اند، بنابر این، هر انسانی گرفتار نسیان و فراموشی نمی شود، گرچه اکثریت مردم به استثنای انبیا و اولیا از این وصف بی‌نصیب نیستند.
عصمت ائمه(ع) به طور یقین آنها را از هر گونه نسیان و فراموشی حفظ می کند. چنانكه خدای سبحان درباره‌ی این شأن ایشان می‌فرماید « سَنُقْرِئُكَ فَلا تَنْسی» ما قرآن را بر تو قرائت می‌كنیم و تو اهل نسیان و فراموشی نیستی.
پیام آیه این است که آن حضرت هر چه را كه فهمیده و از خداوند دریافت داشت، به درستی حفظ و نگهداری می‌كند و سهو و نسیان در قلمرو حفظ او راه ندارد، و در مجموع باید گفت که بر اساس دیدگاه محقیقن از علمای شیعه، عصمت موجب مصونیت کامل از هر گونه نسیان و فراموشی می شود.
چون کسی که الگوی مردم قرار داده شده، و تمام دستوراتش باید توسط مردم پذیرفته شود، نباید دچار فراموشی و خطا شود. و الا مردم نمی توانند به او اعتماد نموده و تمام دستوراتش را انجام دهند. و این نقض غرض در ارسال پیامبران معصوم و رهبر قرار دادن آن هاست.
مبلغان احمد الحسن در مورد عصمت ، ائمه را جایز در خطا و نسیان می دانند و تنها ترک محرمات را دلیل بر عصمت می شمارند . 
اما مفهوم عصمت ، عدم اشتباه در دریافت و ابلاغ وحی و عدم ارتکاب گناهان کبیره و صغیره میباشد و نه بمعنی عدم سهو در اعمال و گفتار روزمره 
و این در حالی است که متکلمان اسلامی مراتب عصمت انبیا را به چهار بخش تقسیم نموده‌اند:
1. عصمت در گرفتن وحى؛ 2. عصمت در ابلاغ وحى؛ 3. عصمت از گناه؛ 4. عصمت از سهو و نسیان و خطا در تطبیق شریعت در گفتار و کردار، و امور عادى 
رضوانی، علی اصغر، شیعه شناسى و پاسخ به شبهات، ج 1،‏ ص 236، نشر مشعر، تهران، چاپ دوم، 1384 ش.
اگر پیامبران معصوم از سهو و خطا نباشد، نقض غرض بعثت است که نقض غرض هم از مولاى حکیم محال است. پس احتمال سهو و خطا بر نبی(ص) هم محال خواهد بود.
یکی از هدف‌های بعثت انبیا و فرستادن پیامبران از سوی پروردگار حکیم، ارشاد و هدایت مردم به مصالح و مفاسد واقعى است تا با عمل به دستورهاى شرع، تزکیه و تربیت شده، به کمال شایسته انسانی و سعادت برسند. این هدف بدون عصمت پیامبران از سهو و خطا به دست نمی‌آید؛ زیرا با تجویز سهو و خطا بر انبیا، هر آینه ممکن است آنان در بیان اعمال و دستورات الهی که برای ارشاد و رسیدن بشر به مصالح واقعی وضع شده‌اند سهو و اشتباه نمایند و انسان در متابعت از آنان به مصالح واقعى دست پیدا نکند و همچنین با احتمال سهو و خطا در افعال و گفتار پیامبران و لو در امور عادی که به امور شرعی سرایت می‌کند، انسان در متابعت کامل از او دچار تردید می‌‌گردد و ممکن است برخی از دستورات او را به جهت تردید به وجود آمده ترک نماید و از رسیدن به سعادت محروم گردد که این امور، موجب نقض غرض از ارسال پیامبران و بر خلاف حکمت است و خلاف حکمت از خداوند صادر نمى‌‏شود»
البته سهو آن حضرت مثل سهو ما نیست؛ زیرا سهو ما از شیطان است و شیاطین را تسلّطى بر حضرت سیّد المرسلین و ائمه معصومین و سایر انبیا و اوصیا(ص) علیهم نیست. بنابراین ما هر سهوى را بر انبیا تجویز نمى‏‌کنیم بلکه سهوى که حق سبحانه و تعالى ایشان را بفرماید - یعنی اسهاء را - تجویز مى‏‌کنیم. و فلسفه اسهای پیامبر از سوی خدا نیز این بود که اولاً: مردم بدانند او بشر و مخلوق است و او را رب و معبود خیال نکنند و فقط خدا را بپرستند و عبادت کنند. ثانیاً: خواست حکم سهو را به سبب سهو نبی به مردم یاد بدهد.
اگر سهو و فراموشی و خطا بر پیامبر(ص) فقط در تبلیغ روا نباشد اما در عبادات روا باشد هر آیینه لازم می‌آید تمام گناهان و کفر بر پیامبر(ص) قبل از رسالت جایز و روا باشد؛ زیرا قبل از رسالت آن حضرت مأمور به تبلیغ نبوده‌اند، در حالی‌که لازم - یعنی جواز معصیت و...، قبل از رسالت - به دلیل عقلی و نقلی باطل است. پس ملزوم – یعنی جواز سهو و فراموشی و خطا بعد از رسالت - نیز باید مطلقاً چه در چیزهای مختص به پیامبر مانند تبلیغ چه در کارها و عبادات مشترک با مردم، بر پیامبر روا نباشد.
آیات و روایات متعددی دلالت بر عصمت پیامبر اسلام از خطا و سهو و نسیان دارند که اینک به برخی از آنها اشاره می‌‌کنیم.
1. آیه تطهیر: خداوند متعال در شأن پنج تن اصحاب کساء مى‌‏فرماید: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً»؛ خدا چنین مى‏‌خواهد که هر رجس و پلیدى را از شما خانواده نبوت ببرد و شما را از هر عیب، پاک و منزّه گرداند.
2. آیه «أُذُنٌ واعِیَةٌ»: خداوند متعال می‌فرماید: «لِنَجْعَلَها لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَةٌ»،مفسران شیعه و سنی گفته‌اند که این آیه به فرموده پیامبر گرامی اسلام(ص) در حق حضرت امام علی(ع) نازل شده و مراد از «اذن واعیه» امام علی(ع) است.
«تا آن (غرق کفار و نجات مؤمنان) را مایه پند و عبرت شما مردم قرار دهیم و لیکن گوش شنواى هوشمندان این پند و تذکر را تواند فرا گرفت»؛ حاقه، .

«گوش‌های حافظ و نگهدارنده».
«اذن واعیه»؛ یعنی گوش‌هایى که ظرفیت و قابلیت حفظ و نگاهدارى – پیام‌های الهی را - داشته باشد و این صلاحیت و قابلیت، اختصاص به معصوم دارد که سهو و اشتباه و نسیان و جهل و عدم درک در او راه نداشته باشد و گرنه واعیه نیست. أطیب البیان، ج ‏13، ص 163. این آیه مطلق است شامل تمام امور چه تبلیغ چه غیر تبلیغ می‌شود و به دلالت این آیه سهو و نسیان و خطا از امیر المؤمنین علی(ع) نفی شده است پس به طریق اولی دلالت بر نفی سهو و نسیان و خطا از پیامبر اکرم(ص) دارد و به طریق اولی باید گفت سهو و نسیان و خطا در پیامبر راه ندارد. عبد الرسول، غفار، شبهة الغلو عند الشیعة، ص 243، دار المحجة البیضاء، بیروت، چاپ اول، 1415ق.‏
3. روایات: در باب عدم سهو نبی و ائمه اطهار(ع) بسیار است که برای نمونه به دو روایت اشاره می‌‌کنیم:
1. زراره از امام باقر(ع) می‌پرسد آیا رسول خدا هیچ‌وقت سجده سهو انجام داد؟ امام (ع) می‌فرماید: «خیر نه رسول خدا سجده سهو انجام داد، و نه هیچ امامی که فقیه در دین هستند سجده سهو انجام دادند» شیخ طوسى، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام، محقق و مصحح: الموسوى‏ خرسان، حسن، ج 2، ص 350 - 351، دار الکتب الإسلامیة‏، تهران، چاپ چهارم، 1407ق. مراد از این روایت این است که هرگز سهو نکردند تا بخواهند سجده سهو انجام بدهند.
2. امام علی(ع) در بیان صفات امام می‌‌فرماید: «برخی از صفات امام این است که امام باید از تمام گناهان، چه صغیره چه کبیره معصوم باشد، همچنین در فتوا نماند و در جواب دادن مسائل خطا نکند و سهو و نسیان نیز نداشته باشد...». مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار،‏ ج 25، ص 351، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
منابع دیگر مورد استفاده در متن :
ـ مجمع البیان، ج 10، ص 519؛
ـ ذکاوتى، قراگزلو، علیرضا، ترجمه اسباب النزول، ص 234، نشر نی، تهران، چاپ اول، 1383ش؛ 
ـ فیض کاشانى، ملا محسن، تفسیر الصافى، محقق: اعلمی، حسین، ج 5، ص 218، انتشارات الصدر، تهران، چاپ دوم، 1415ق؛ 
ـ شبر، سید عبد الله، تفسیر القرآن الکریم، ص 530، دار البلاغة للطباعة و النشر، بیروت، چاپ اول، 1412ق؛ 
ـ طیب، سید عبد الحسین، اطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 13، ص 163، انتشارات اسلام، تهران، چاپ دوم، 1378ش.
ـ ثعلبى نیشابورى، احمد بن ابراهیم، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج 10، ص 28، دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1422ق؛ 
ـ ابن عطیه اندلسى، عبدالحق بن غالب، المحرر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز، تحقیق: عبدالسلام، عبدالشافى، محمد، ج 5، ص 358، دارالکتب العلمیه، بیروت، چاپ اول، 1422ق؛
ـ فخرالدین رازى، محمد بن عمر، مفاتیح الغیب، ج 30، ص 624، دار احیاء التراث العربى، بیروت، چاپ سوم، 1420ق؛ 
ـ رشیدالدین میبدى، احمد بن ابى سعد، کشف الأسرار و عدة الأبرار، تحقیق: على اصغر حکمت، ج 10، ص 209، انتشارات امیر کبیر، تهران، چاپ پنجم، 1371ش؛
ـ زمخشرى، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل، ج 4، ص 600، دار الکتاب العربی، بیروت، چاپ سوم، 1407ق.





طبقه بندی: تناقضات و نقد جریان یمانی ( سید احمد الحسن )، 
برچسب ها: احمد الحسن، المهدیون، المهدیین، almahdyeen، almahdyoon، عصمت امام، عصمت پیامبر،  
دنبالک ها: صفحه نخست سایت المهدیون،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 مهر 1394 توسط سید احمد الحسن